تبلیغات
فیزیک - دانشمندان
فیزیک



دانشمندان

 

ایوانجلیستا توریچلی

ایوانجلیستا توریچلی فیزیکدان و ریاضیدان معروف ایتالیایی در 15 اکتبر1608م. در شهر فائنزا به دنیا آمد. توریچلی تا شانزده سالگی در کالج ژزوئیت فائنزا درس خواند،سپس عمویش او را به رم فرستاد تا زیر نظر کاستلی به ادامه تحصیل بپردازد.

اولین مقاله توریچلی با عنوان "سلاحهای پرتابی" توجه کاستلی را به خود جلب کردواو این مقاله را برای گالیله فرستاد. این مقاله، گالیله را سخت تحت تأثیر قرار داد و باعث شد تا همکاری علمی او و گالیله آغاز شود.

گالیله او را به سوی مسائل فیزیکی سوق داد. یکی از این مسائل تولید خلأ کامل بود. گالیله عقیده داشت با کمک دستگاهها انجام آزمایشهای لازم می توان خلأ کامل بوجود آورد، ولی این فرضیه تا لحظه مرگ او به نتیجه نرسید.پس از مرگ گالیله، توریچلی ادامه آزمایشات او را به عهده گرفت. صنعت شیشه سازی در ایتالیا رو به پیشرفت بود. توریچلی در ساختن لوله های شیشه ای که طول آنها بیش از5/1 متر بود کوشید. او برای انجام یک آزمایش فیزیکی لوله ای انتخاب کرد که یک طرف آن بسته بود. لوله را پراز جیوه کرد، انگشت خود را روی دهانه لوله گذاشت و آن را آهسته روی تشتک پر از جیوه برگرداند. سپس انگشتش را از روی دهانه لوله برداشت و مشاهده که جیوه در لوله پایین آمد و در نقطه ای که ارتفاع ستون جیوه 5/76 سانتیمتر را نشان می داد، ایستاد. او لوله را کج و با تعجب دید که جیوه بیشتری وارد لوله می شود، اما ارتفاع ستئن جیوه در همان نقطه قبلی یعنی 5/76 سانتیمتر باقی ماند. او دوباره لوله را به حالت اول برگرداند و فضای خالی را در بالای لوله دید. در این فضای خالی، تعدادی مولکول جیوه وجود دارد و توریچلی ثابت کرد که این فضا عملاً خلأ است.

اما مسئله ای توریچلی را به فکر فرو برد این بود که چرا ارتفاع جیوه ثابت می ماند و جیوه به داخل تشتک بر نمی گردد. اواین مسألهرا این گونه توضیح داد:

"ما در اقیانوسی از هوا غوطه وریم که وزن دارد و این امر به مرور زمان وبه تجربه ثابت شده است".

بنابراین فشار هوای خارج موجب بالا رفتن جیوه در لوله می شود و از ریختن آن جلوگیری می کند. او در سال 1647 در سن 39سالگی از دنیا رفت. 


آلبرت اینشتین    

آلبرت اینشتین در 14مارس 1879 در شهر بوهم، از شهرهای جنوبی آلمان به دنیا آمد. هنگامی که آلبرت یکساله بود به همراه خانواده اش به حومه شهر مونیخ رفت. پدر آلبرت صاحب یک کارخانه مواد شیمیایی بود که همراه برادرش که مهندس با تجربه ای بود، آن را اداره می کرد. آلبرت در کودکی از خود نبوغی نداشت. او به قدری دیر شروع به صحبت کرد که والدینش می پنداشتند او عقب مانده ذهنی است. درآن زمان در آلمان سیستم آموزش و پرورش عمومی وجود نداشت و مدارس ابتدای زیر نظر گروههای مذهبی اداره می شدند. پدر و مادر آلبرت یهودی بودند، ولی او را به یک مدرسه ابتدایی کاتولیکی فرستادند. ده ساله بود که وارد دبیرستان دانشگاه ژیمنازیوم شد تا خود را برای ورود به دانشگاه آماده کند.عموی آلبرت، با روش و فکری جدید او را با مسائل ریاضی آشنا کرد و با طرح مسائل روزانه، آنها را به کمک علم جبر حل می کرد. بعدها این روش در اینیشتین تأثیر مثبتی گذاشت و او که اکنون به علم هندسه علاقمند شده بود، با استفاده از روشهای متداول هر قضیه را از راه استدلال حل می کرد. آلبرت پانزده ساله بود که پدرش به میلان ایتالیا رفت و از کار در مونیخ دست کشید، با این حال آلبرت هنوز در مونیخ بود، چون باید دیپلمش را می گرفت. در ژیمنازیوم پیشرفت عجیبی در ریاضیات داشت در حالی که دروس دیگر برایش کسل کننده بودند. تا اینکه درس را رها کرد و به ایتالیا نزد پدرش رفت. او در آنجا وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق در فیزیک و ریاضی کرد، سپس برای امتحان ورودی پلی تکنیک زوریخ به سوئیس رفت، اما در امتحان رد شد، زیرا دروس زبان و زیست شناسی ضعیف بود، گرچه استعداد ریاضی اش عالی بود. رئیس پلی تکنیک که سخت تحت تأثیر نبوغ ریاضی اینشتین قرار گرقته بود، از او خواست تا در سوئیس بماند و معلوماتش را تکمیل کند. آلبرت در زوریخ ماند چون مدرسه مورد علاقه اش را یافته بود و توانست پس از تکمیل معلومات در امتحان ورودی مدرسه مهندسی پلی تکنیک زوریخ قبول شود. اینشتین تصمیم گرفت در زوریخ معلم شود. به همین دلیل تبعه سوئیس شد. وضع مالی آلبرت کم کم رو به وخامت گذاشت و پدرش نمی توانست مخارج تحصیلی وی را بپردازد. در این زمان یکی از بستگان ثروتمندشان، خرج تحصیل او را بر عهده گرفت. با این که اینشتین دانشجوی زرنگی بود و مورد تشویق و تأئید استادان خود قرار می گرفت، نتوانست به مقام معلمی برسد. به همین دلیل به عنوان بازرس در اداره ثبت شهر برن سوئیس مشغول به کار شد. در سال 1905اینشتین تئوری نسبیت خاص را انتشار داد. این همان تئوری ای بود که بعدها از آن برای ساختن بمب اتم استفاده شد. در آن زمان تمام اصول فیزیکی مبتنی بر قوانین نیوتن بود که دویست سال پیش از آن به صورت فرمول درآمده بود و تا آن زمان جوابگوی بیشتر مسائل فیزیکی بود، اما اکنون قوانین نیوتن در مورد بعضی از مسائل فیزیک نمی توانست جوابی ارائه دهد. اینشتین اساس کارش را روی تجربیات مایکسول قرارداد و نظریه ای ارائه داد که بعدها به نام اصل ثبات سرعت نور مطرح شد:«اگر از منبع نور و اینکه ناظر چه نوع حرکتی دارد، صرف نظر کنیم، سرعت نور نسبت به تمام افراد مقداری مساوی خواهد بود.» اینشتین از روی اصل ثبا ت نور، قانون تبدیل ماده به انرژی را در سال 1905مطرح کرد و به این ترتیب توانست ساختمان بمب اتمی را پیش بینی کند. ماده، نه به وجود می آید و نه از بین می رود. این نظریه ای بود که همه ی دانشمندان آن را پذیرفته بودند و اینشتین با استفاده از این نظریه نتیجه محاسباتش را به صورت رابطه زیر درآورد:                                                                        

E=mc.c

      یعنی انرژی مساوی با حاصلضرب جرم در مجذور سرعت نور.او به این وسیله ثابت کرد حرارت خورشید بر اثر واکنشهای هسته ای است و تابش ناشی از خورشید سالیان سال است که بر زمین می تابد و بر همین اساس میلیاردها سال دیگر درخشان و نورانی خواهد بود. آلبرت اینشتین در سال 1921 به علت تحقیقاتش بر روی فوتونها و تئوری کوانتوم موفق به دریافت جایزه نوبل شد. او در 18 آوریل 1955 دیده از جهان فرو بست.                   


آندره ماری آمپر

آمپر در 22 ژانویه سال 1775 در یکی از حومه های لیون فرانسه به دنیا آمد.

پدرش تاجرکنف بودو به کسب علم و دانش علاقه داشت و به همین دلیل آمپرباکمک و راهنمایی پدر با مکتبهای کلاسیک لاتین و یونان آشنا شد و درکودکی و نوجوانی علاقه زیادی به ریاضیات پیدا کرد . آندره قبل ازاینکه خواندن و نوشتن را بیاموزد با کمک سنگریزه مسائل مشکل ریاضی را حل می کرد. در سال 1804 او مقاله ای درباره تئوری سرگرمیهای ریاضی منتشر و در آن مسئله ای را حل کرد که مدتها ریاضی دانان به آن فکر می کردند. با پیشنهاد ژان دالابر و ژوزف لاند که دو نفر از ریاضی دانان و اخترشناسان فرانسوی بودند، معلم ریاضی و نجوم مدرسه لیون شد.

آمپر دو سال در مدرسه لیون تدریس کرد و در سال 1806 به پاریس رفت و در کالج پلی تکنیک مشغول به کار شد. چهار سال بعد به سمت استاد ریاضی و مکانیک کالج برگزیده شد.

در سال 1819 یوهان س.اُرشتد دانمارکی آزمایش جالبی انجام داد. او هنگام عبور جریان برق از سیم رسانا مشاهده کردکه عقربه های مغناطیسی منحرف نمی شوند. این کشف رابطه بین برق و مغناطیس را به خوبی نشان می داد. با این حال ارشتد نمی دانست اگر دو مدار برق را در کنار هم بگذارد چه اتفاقی خواهد افتاد.

آمپر این فرضیه را تکمیل و به جای استفاده از دو رشته سیم رسانا، از دو میله رسانا استفاده کرد و آنها را موازی در کنار سیم قرار داد. سپس یکی از میلهها را محکم در جای خود ثابت و دیگری را به لبه تیزی آویزان کرد. بعد، از هر یک جریان برق را عبور داد و مشاهده کرد که میله ای که متحرک است شروع به نوسان می کند و بسته به جهت جریانی که از آن می گذرد به میله ثابت، نزدیک و یا دور می شود.

آمپر از این آزمایش نتیجه گرفت که اگر جهت جریان در میله ها در یک سو باشد، میله ها یکدیگر را جذب و اگر جهت جریان برعکس باشدهمدیگر را دفع خواهند کرد. آمپر خلاصه ای از این تجربیات را بعد ها درکتابی به نام   «مغناطیس و الکتریسیته» چاپ کرد. آمپر در سال 1386 درگذشت. به خاطر قدردانی از او، دانشمندان واحد شدت جریان برق را« آمپر» نامگذاری کردند.





جمعه 4 اردیبهشت 1388 توسط فرزانه شکور | نظرات ()



پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
فرزانه شکور
خوش آمدید!!!
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
فیزیک دبیرستان محمدیان کاشان
مجله فیزیک
همه پیوندها
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
تاریخچه فیزیک
دانشمندان
سرعت و حرکت
دما و گرما
فیزیک فضا
آشنایی با فیزیک اتمی
گالری عکس
آیا می دانید که
نمکدان
لیست آخرین مطالب
نظرتون درباره وبلاگم چیه؟





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

JavaScript Codes

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس

JavaScript Codes

JavaScript Codes Script Menu

قالب وبلاگ

سایت بهاربیست

قالب وبلاگ



{--------}